با امپراتور هانري هفتم است و فعاليت مستمر موٴلف را نشان مي‌دهد كه مانند دانته از سفيدها بود، ولي هوشياري و مهرباني‌اش مانع از توقيف يا تبعيدش مي‌شد. شخصيت او در زمينه‌هاي‌ ديگر هم دانته‌وار بود: ميهن‌پرستي پرشور، دوستاري حقيقت‌، اعتقاد محكم‌، موجز گويي‌. تاريخ‌ او حاوي گزارش‌هايي تصويروار از حوادث عمده و تحليلي دقيق از اوضاع سياسي است‌. دينو تصوير دقيقي از مرداني به‌دست مي‌دهد كه در آن سال‌ها نقش سياسي عمده‌اي داشتند. علي‌رغم نادرستي‌، تناقض‌هاي موجود و عدم رعايت تاريخ‌هاي دقيق حوادث‌، كتابي است‌ بسيار جالب و قابل قياس با آثار يوليوس قيصر و سالوست‌، كه به‌حق سرآغاز يك سلسله‌ تاريخ‌هاي بي‌مانند در معرفي نبوغ فلورانسي است‌، درست هم‌چون آثار نقاشان آن‌. تاريخ‌ دينو در مقايسه با ويلاني‌، منحصراً به رويدادهاي سياسي پرداخته‌؛ هم‌چنين به مراتب‌ ذهني‌تر و اغراق‌آميزتر است‌.
بحث‌هاي زيادي در مورد اصالت انتساب اين تاريخ به كمپانيي در جريان بوده است‌. برخي‌ منتقدان برآن‌اند كه اين كتاب در سده‌ٴ پانزدهم جعل شده و استدلال مي‌كنند در آن اشتباهات‌ چندان زياد است كه از يك شاهد عيني بعيد است و سبك آن هم جديدتر است‌. اين موضوع‌ هنوز حل نشده است‌. احتمال دارد كه اين تاريخ‌، كه در دست ماست‌، جعلي نباشد، بلكه‌ بازنويسي متن اصلي باشد كه كمپانيي موٴلف آن بوده است‌.

جـووانـي ويـلانـي‌

جوواني ويلاني‌،1 سياست‌مدار و مورخ‌، بزرگ‌ترين مورخ فلورانسي و يكي از مورخان بزرگ‌ سده‌هاي ميانه (متوفا 1348).
جوواني ويلاني در زماني نامعلوم در فلورانس زاده شد، احتمالاً در ربع آخر سده‌ٴ سيزدهم‌، چون در جشن قران 1300 در رم حضور داشت و به‌عنوان يك مورخ فلورانسي در آنجا ايفاي‌ نقش كرد. او تعليماتي براي تجارت كسب كرد و در سال‌هاي 1302 ـ 1308 براي امور تجارتي‌ به فلاندر و فرانسه رفت‌. از سال 1316 به بعد در دولت فلورانس مأموريت‌هاي مختلف داشت‌، سه بار رئيس دادگستري بود، مدير ضراب‌خانه شد، عضو كميسيون رسيدگي به قحطي سال‌1328، خزانه‌دار هزينه‌هاي ساختماني باروي جديد شهر در سال 1331 بود؛ يكي از آخرين‌ خدماتش به زادگاه خود اين بود كه به‌عنوان گروگان جنگي در سال 1341 در فرارا به ماستينوي‌ دوم دلا اسكالا واگذار شد. او در مذاكرات سياسي شركت جست‌. به علاوه‌، در حوادث سياسي و نظامي كشورش شركت داشت‌، هم‌چنين شاهد مشكلات اقتصادي بود كه نقطه‌ٴ اوجش‌ ورشكستگي بانك‌هاي باردي و بُـناكُـرسي در سال 1345 بود (اين ورشكستگي‌ها بيشتر ناشي‌


Giovanni Villani .1